چون قلب تپنده ی طبیعت
ظرف بهار را بالا برده
تا طراوت را بر جای جای زمین،
سرازیر کند.
میان جهان
با رقصی مستانه، می چرخد؛
چونان نبضی موزون،
تمام شاخه های خواب آلوده را
با لمس سر انگشتانش،
از خواب زمستانی بیدار میکند.
شب هنگام،
از ریسه های نورانی مهتاب
به نوازش و بوسه بر گونه ی ماه،
بالا می رود.
تا عمق خاطرات سبز زمین ریشه دارد،
او تجلی بیداری زندگی ست،
برخواسته از بذر عشق،
که خرامان
مهر را از ریشه تا شاخه ها
انتشار می دهد.