عجیب نیست اگر
نسیمی که از بهشت می وزد، به صورتم می خورد
عجیب نیست اگر
ابرها چون پلکانی تا آسمانم می رسانند
عجیب نیست اگر
خود را میان گنبد خوشرنگ
آسمان می ببینم
چرا که تو اینجایی
با لبخندی به زیبایی نور
که هزاران بار در آیینه ها منعکس می شود
و به جانم می ریزد.
گویی بر زورقی شکوهمند میان آسمان،
و گاه بر دریا شناوریم،
و مهربانی تو بر تمام هستی موج می خورد
آبی و عمیق،
و کنار تو سرشارم از آرامش
چرا که آسمان هجرت کرده میان آغوشت.